یکی از مسائلی که واقعاً دلالت بر حقّانیّت شیعه میکند همین است که خدا قلمهای دشمنان سرسخت و متعصب این مکتب را یک جوری کرده که در بزنگاههای مطالب آمدهاند همان حرفی را که شیعه باید خون جگر بخورد تا اثبات کند خودشان این حرفها را گفتهاند.
به تعبیر آن شاعر وقتی خدا بخواهد هر فضیلت فراموش شدهای را مطرح کند از زبان حسود آن فضیلت را مطرح میکند؛ یعنی کسی که خودش حسادت به آن فضیلت دارد همان فرد را خدا وادار میکند که از قلم یا زبانش همین حرف تراوش کند و واقعاً چنین است.
ذیل آیهی شریفهی «وقفوهم انهم مسئولون» را نگاه کنید؛ اقوالی را نقل میکند در این که این چه مسألهای است که در روز قیامت خداوند مردم را نگاه میدارد و میگوید: «وقفوهم انهم مسئولون» (مردم را نگاه دارید از آنها بپرسید.) عبارت آلوسی این است:«و اولی هذه الأقوال أنَّ السؤال عن العقائد و الاعمال»
(اولای در بین اقوال این است که مردم را نگاه میدارند تا از عقائد و اعمال سؤال کنند.)
«و رأسُ ذلک لا اله الا الله»(رأس این مسأله توحید است.)
تا اینجا حرفی نیست. آن وقت ببینید از قلم ایشان چه تراوش میکند! میگوید:
«و مِن أجَلِّها ولایةُ علیٍّ کرّم الله وجه»(از جلیلترین و مهمترین مطالبی که روز قیامت از انسان سؤال میشود
از ولایت مولا امیرمؤمنان علی (علیه الصلاة و السلام) است.)
آقای آلوسی؛ از ولایت علی (علیه السلام) سؤال میشود؟ از خود تو هم سؤال میکنند یا نه؟ خود تو آیا این مسأله را قبول داری یا قبول نداری؟ این حرف از آلوسی خیلی حرف عجیبی است.
شخصیّت امیرمؤمنان هم یک شخصیّت ممتازیست که اگر درست ترسیم کنیم لازم نیست طرف شیعه باشد، لازم نیست مسلمان باشد، لازم نیست دین داشته باشد یک ذرّه انسانیّت در وجودش باشد بلاشک و شبهه در مقابل این شخصیّت خاضع میشود.
دو نمونه
در طول تاریخ نمونه زیاد داریم:
شبلی شمیّل ادیب، پزشک و فیلسوف بزرگ لبنانی است. با اینکه از در یک خانوادهی مسیحی بوده ماتریالیست و ملحد است. وقتی به مولا میرسد میگوید:«إنَّ علی بن ابیطالب عظیمُ العُظَماء، نسخةٌ مفردة لَم یَرَ له الشرق و الغربُ مسیلاً في العالم»
(در دنیا کسی مثل مولا را ندیده است.)
یا دکتر بولس سلامه، قاضیِ مسیحیِ اهل صیدای لبنان، انسان بسیار فاضل و پُر تألیفی است. کتابی دارد به نام «مَلحمةُالغدیر» که مشتمل بر 3085 شعر است. ببینید این آدم مسیحی در اشعارش راجع به علیبنابیطالب (علیه السلام) چه میگوید! همین آدم در کتاب دیگرش جملهی خیلی جالبی دارد.
او میگوید: خیلیها میخواهند راجع به عظمت علی کتاب بنویسند؛ من به همهی آنها اعلام میکنم، عظمت مولا و صفات نفسانی مولا آنقدر زیاد است که هر کس بخواهد راجع به خصوصیّات نفسانی علیبنابیطالب (علیه السلام) کتاب بنویسد مثل این است که آدمی در وسط روز دستش را دراز کند و بخواهد تمام ذرّات اشعهی آفتاب را در دستش بگیرد. اگر کسی میتواند همچین کاری بکند راجع به عظمت مولا کتاب بنویسد.
آن وقت در پایانِ مَلحمةُالغدیرش هم خطاب به مولا اشعار خیلی شیرینی دارد:
یا امیر الاسلام حسبیَ فخرا انَّنی منک مالعٌ اصغریّا
(ای امیر مسلمانها همین بس است برای من که چشم و دلم پر از محبّت توست.)
شعر طولانی است در آخر میگوید:
یا سماء اشهدی و یا أرضُ قَرّی فخذني إنّني ذکرتُ علیّا
(آسمان شاهد باشد، زمین فردای قیامت با استقرار شهادت بده که من مسیحی به یاد امیرمؤمنان (علیه الصلاة و السلام) بودم.)
افتخار میکنیم که اسوه و الگوی ما چنین شخصیّتهایی هستند. امیدوارم خداوند به همهی ما توفیق بدهد که در راه این مکتب بیش از پیش تلاش کنیم.
به نقل از وبلاگ استاذنا


