مطلب زیبا و معناداری را در وبلاگ دوست عزیزم استاذنا راجع به بحث تشیع و تسنن دیدم که بسیار عالی توضیح فرموده اند ... عین مطالب را برای شما دوستان نیز درج می کنم:
یک شبهه
نکتهی مهمی که ممکن است برای جمعی (چه شیعه، چه سنی، چه غیر مسلمان) مطرح باشد این است که آیا این همه تلاش شیعه در جمعآوری اسناد و مدارک مختلف و نوشتن این همه کتابهای مبسوط برای اثبات اینکه حق با چه کسی است و خلیفهی بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) چه کسی بوده
تلاش بر سر یک مسألهی انقراض یافته است؟
و آیا لازم است شیعه این همه تلاشهایش را برای اثبات این مسئله بگذارد؟
وظیفهی ما
عمدهترین وظیفهای که ما در رابطه با مکتب تشیّع داریم این است که اول خودمان این نکته را درست هضم کنیم و بعد برای دیگران به خوبی منتقل کنیم که آیا واقعاً این همه تلاش تشیّع بر سر یک مسألهی انقراض یافته است یا نه تمام این تلاشها و مباحثی که شیعه دارد بر سر یک امر زندهای است که تا زندگانی برای انسان هست این امر زنده است.
شیعه اگر شرح حال مولا را مینویسد، اگر از علی بن ابیطالب (علیه السلام) میگوید مسأله مسألهی شخص علیبنابیطالب (علیه السلام) نیست بلکه در حقیقت میخواهد استیفاء حقوق انسانی را بکند؛ در حقیقت میخواهد از اسلام دفاع کند و دفاع از اسلام یعنی دفاع از مجموعهی حقوق انسانی. این را باید خوب هضم کنیم.
اعتقادمان این است که اگر ساختار فکری تشیّع را از اسلام بگیریم اسلام هیچی ندارد. ساختار فکری تشیّع هم ملازم با شخصیّت اهلبیت (علیهم السلام) است. یعنی اگر جهان بشریّت این شخصیّتها را بشناسد اسلام حقیقی را شناخته؛ اگر اسلام حقیقی را بشناسد بحث انسانشناسی را هضم کرده و انسانشناسی یک بحثی است که همهی بشریّت درگیرش هستند. پس دفاع از مولا نیست، دفاع از شخص نیست، ما اگر از حضرت امیر (علیه السلام) حرف میزنیم دفاع از اسلام است. لذا گاهی برایتان نقل کردم آن شاعر سنّی خیلی قشنگ این شعر را گفته دیگر:
لَإن قیل اسلامٌ و ما قیل حیدرٌ و ذلک قلبٌ لیس یَنبِضُهُ دمُ
(اگر بگوییم اسلام و نام مولا را نبریم اسلام بدون علیبنابیطالب مثل کالبد بدون روح است.
اگر از حضرت علی (علیه السلام) بحث میکنیم به خاطر این است که خود اهلسنّت در حدیث متواتر مینویسند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«علیٌ مع الحقّ و الحقُّ مع علی».
امروز یک انسان آزاده را در دنیا پیدا میکنید که به دنبال حقّ نباشد؟ پیغمبر این حقّ را در علی منحصر میکند و میگوید: «علیٌ مع الحقّ و الحقُّ مع علی».
اگر از مولا بحث میکنیم به خاطر این است که خود بزرگان اهلسنّت مینویسند:«إن ولیتموها علیً وَجدتموه هادیاً مهدیاً یسلک بکم علی الطریق المستقیم»
اگر از علی بحث میکنیم به خاطر این است که پیغمبر هادی و مهدی بودن را منحصر در مولا کرده است. و آیا هیچ انسانی هست که بگوید من از راه هدایت گریزان هستم و نمیخواهم راه هدایت را داشته باشم؟
آن وقت جالب است بدانید گاهی حق به زبان خود مخالفین روشن میشود.
آلوسی بغدادی صاحب روحُالمعانی یک سنّی بسیار متعصّب است. کتاب روحُالمعانی او هم کتاب عجیبی است؛ در هر جای آن که توانسته به شیعه نیش زده؛ هر جا توانسته تلاش کرده شیعه را تنقیص کند. جلد 23 ام این کتاب ذیل آیه شریفهی: «وقفوهم انهم مسئولون» را ببینید.
ادامه مطلب...
و به اندازه دانایی من و تو شهرمان آباد است!
و به قدر اعتلای نام ایران عزیز ... وطن ... وطن است!
و به آغاز پرواز منیت از دل و ورود صهبای یکرنگی در او ... جانمان تازه تر از روح هواست.
به چه می اندیشیم؟
به بهاری که از پس خاطره ها می آید؟
یا به جهانی آبادتر؟
فهم ما از دانایی چیست؟
دفن این گنجینه در پستوی نهان با کیست؟
مردمان من بیشمارند در روی زمین ...
مردمان من ... بی شک ... اصحاب آسمان اند ... و زلال تر از آب روان.
من تو را می خوانم ای دوست ... به آغاز روشنایی که در دستان من و تو چشمه شده.
با من بنشین یک دم و از ما حرف بزنیم ... .
هموطنم ... همهمه ها را خاموش نما ... نور دلت را به چراغی ابدی روشن دار ... به نگاه مهدی(عج) و به صدای حق.
هموطنم ... از غوغای جهان حاصل ندهد بار و بری ... عشق است که منجی آخر بشود.
لبیک به هنگامه طوف حریم طوق حرم بر گردن توست ... آری آمدن بوی بهار نزدیک است.
بهار نزدیک است ...
*********
مقدمه ای بود برای ابلاغ رسالت بزرگی که بعد از دفاع مقدس و این حماسه ی ظیم بر دوشمان سنگینی می کند و اینک نظرتان را به بخش دوم جلب می کنم:
دفاع مقدس خورشیدی است که هشت سال پیاپی بر آسمان میهن مان تابید و هنوز از شکوه جاودانه اش انوار معرفت و سعادت بر پهنه جهان اسلام می درخشد.
هشت سال دفاع مقدس ایران اسلامی در برابر عراق بر روی انقلاب های جهانی و نهضت های اسلامی تاثیری را که می باید گذاشت .
جنگی عظیم که به قیمت خون شهدایی گرانقدرتمام شد و هرچند وجود نازنین شان را از ما گرفت اما به واسطه دلیرمردی های آنان مرز پر گوهر ایران برای همیشه از تجاوز سلطه گران و متجاوزان در امان ماند.خونی که برای دفاع از میهن اسلامی ریخته شد ادامه نهضت حسینی بود ، چراکه «حوادث و وقایع عاشورا همه وقایعی است که با خون نوشته شد مثل کسانی که گاهی نقل می شود ... با انگشت خود و خون خود وصیت خود را می نویسند ...تاریخ نشان می دهد که سخنانی که با خون نوشته شده هرگز پاک نمی شود زیرا از کمال صداقت و خلوص و عمق تصمیم و اندیشه حکایت می کند.. » و هنوز بر صفحه های تاریخ خون پاک مردان رزم باقی است و تاریخی که هر روز مرور می شود امروز در دست مردان جهان اسلام است و می بینیم مجاهدت ها و رزم آوریهایی که در پرتو سرمشق گیری از دفاع مقدس ایران اسلامی امروز در سرتاسر جهان صورت می گیرد چقدر به ارزش دفاع مقدس ایران افزوده است .
ادامه دارد ...
ادامه مطلب...
... سفياني لشكري را به سوي كوفه مي فرستد كه هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به قتل و كشتار و اسارت مردم مي پردازند و در چنين شرايطي پرچم هايي از سوي خراسان به رهبري سيد خراساني نمايان مي شوند كه منزلگاه ها را با سرعت چشمگيري طي كرده و پشت سر مي گذارند و در ميان آنها عده اي از اصحاب حضرت مهدي(ع) هستند.1
اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند:
فرج را از سه چيز انتظار داشته باشيد: اختلاف اهل شام بر سر چيزي كه در ميان آنهاست، پرچم هاي سياه از سوي خراسان و هراس و سردرگمي مردم در ماه رمضان.2
و آن حضرت در حديث طولاني مي فرمايند:
وقتي سپاه سفياني به سمت كوفه خارج مي شود آنها را براي(درگيري و پيروزي بر)اهل خراسان مي فرستد كه آنها هم به جهت (ياري) حضرت مهدي (عج) خارج شده اند. سفياني و سيد خراساني حامل پرچم هاي سياه به هم مي رسند. در خط مقدم سيد خراساني، شعيب بن صالح است كه او در باب اصطخر (منطقه شيراز كه نقطه مقابل فرو رفتگي خليج فارس است) ميان آنها جنگ خانمان برانداز و شديدي صورت مي گيرد كه پرچم هاي سياه پيروز شده و لشكر سفياني متواري و فراري مي شوند. به دنبال آن مردم آرزوي (آمدن) مهدي(عج) را مي كنند و او را مي جويند. او هم در مكه قيام مي كند در حاليكه پرچم رسول الله (ص) را به همراه دارد و آن هم در زماني كه مردم از قيام او به خاطر شدت و مدت بلايا و فتنه ها مايوس شده اند.3
احاديث، نام و اوصاف برخي از فرماندهان سپاه خراسان را چنين بيان مي كند:
سيد خراساني، رهبر سياسي كه در دست راستش خالي دارد، قائد اعظم و سيد بزرگواري است كه پرچم هاي نهضت به نقش او منقوش گشته اند.شعيب بن صالح،جوان گندمگون و تيز فهمي از اهالي تهران سرپستي نيرو ها را بر عهده دارد.گنج هاي طالقان كه همان جوانان منطقه طالقان(شمال تهران)هستند و اصحاب حضرت مهدي (عج) خواهند شد و احاديث صفت بارز آنها را گنج الهي بودن آنها برشمرده اند.4
روايات به اين امر اشاره دارند كه ايرانيان پس از طولاني شدن جنگ با دشمنان خود با سيدي هاشمي كه شعيب بن صالح را به عنوان فرمانده سپاه خويش برگزيده بيعت مي كنند.احاديث، ميدان جنگ ايرانيان با دشمنانشان را در خارج آن سرزمين، يعني عراق و شام و فلسطين بيات مي كنند كه حاكي از ثبات سياسي آنها در داخل كشور مي باشد. البته به جز آشفتگي مختصري كه به واسطه جريان "قرقيسيا"در وضعيت ايران به وجود مي آيد. از آنجا كه اين واقعه اساسا جنگ ميان سفياني، تركها، بعضي از غربيان و بخشي از سپاهيان و نيرو هاي عراقي است و با توجه به اينكه ايرانيان با ميدان جنگ و معركه جنگ فاصله چنداني ندارند تصميم مي گيرند در آن شركت كنند وليكن به جهت بهبود وضعيت داخلي از قرقيسيا صرف نظر مي كنند و به كشور خود باز گشته و براي مقابله با سفياني كه در غايله قرقيسيا پيروز شده مهيا مي شوند.
هدف قيام ايرانيان آزادي قدس است كه پس از عبور از عراق آن را فتح كنند.احاديث از حركتي دسته جمعي و ملي از منطقه اصطخر خبر مي دهند كه پس از خروج حضرت مهدي(عج) مي باشد و اهل مشرق براي استقبال از ايشان براي عبور از عراق و رسيدن به مكه راهي مي شوند مه حضرت در اصطخر با آنها ملاقات كرده و آنها هم در همانجا با ايشان بيعت مي كنند و به همراهي او با سفياني مي جنگند.5
پانوشت:
1. الغيبه، نعماني،ص171،بحار الانوار،ج 52،ص 232
2. بحار الانوار، ج 52، ص229، يوم الخلاص، ص645
3. بشارة الاسلام، ص184، يوم الخلاص، ص651، السفياني فقيه، ص54
4. الممهدون للمهدي، ص 54
5. جهت كسب اطلاعات بيشتر راجع به قيام سيد خراساني و احاديث مربوطه مي توانيد به فصل سوم كتاب الممهدون للمهدي، حجة الاسلام علي كوراني و يا ترجمه كتاب عصر ظهور ايشان مراجعه كنيد.


